گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

112

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

كلى بر كسانى وارد آمده است كه اصلا غرض و مرضى نداشته‌اند . بنابراين چون ارجح است از راه مذاكره سوءتفاهمات بر طرف شود پس براى چنين منظورى باينجا آمده‌ام تا به تو خاطرنشان سازم كه بىاعتمادىات نسبت بما موجبى ندارد زيرا كه اولا و بالاتر از هر چيز ما به خدايان سوگند خورده ، آنها را شاهد گرفته‌ايم كه مانع خصومت و نقار بين ما باشند و هركس كه بر خلاف اين پيمان رفتار كند به نظر من آدم رستگارى نخواهد بود ، زيرا كه در ستيزگى با خدايان انسان با چه توان جسمانى و به اميد چه ملجأ و پناهى امكان نجات دارد و يا در كدام ظلمت و تاريكى قادر است خود را مخفى سازد و يا به چه دژ مستحكمى پناه جويد . چون همه چيز در همه جا دريد اقتدار خدايان است و در كار همه‌كس نيز خدايان تسلط تمام دارند . بنابراين من به عهد خويشتن در درگاه خدايان پابند هستم و به اميد حمايت آنها بوده است كه با هم عهد دوستى بسته‌ايم ، از لحاظ جنبهء انسانى هم خود ما تو را در حال حاضر بزرگترين حامى خويش مىشماريم زيرا اگر ياور ما باشى تمام كارها بر ما آسان خواهد گذشت و از هر رودخانه‌اى امكان عبور داريم و از رزق و روزى هم محروم نخواهيم ماند ولى بدون حمايت تو راههاى ما به بن‌بست خواهد پيوست - زيرا كه راهها را نمىشناسيم و عبور از هر رودخانه ما را كارى بس دشوار خواهد شد و ديدن هر دسته و جماعتى ترس ما را برخواهد انگيخت و بدترين شق ترس و بيم نيز تنهائى است چون خود منشأ گرفتاريهاى بىانتهاست و اگر حالت جنون بر ما غالب شود و خون شما را بريزيم آيا مسلم نيست با كشتن ولينعمت خويش خود را با پادشاه طرف خواهيم كرد كه خود دشمنى تازه و بسيار توانا است بارى نزد تو آشكارا اقرار ميكنيم اگر